تبليغاتX
هنوز عاشقترینم
تقدیم به تمام کسانی که عشقشان حقیقت است و افسانه نیست...
توی شب سیاه غصه هام یه نور دیدم

      گفتم بالاخره من هم صاحب ستاره شدم

             اون به من چشمک زد !

                 من به اون لبخند زدم !

       داشت می اومد پایین که همیشه پیشم بمونه

                اما نه! مثل اینکه غصه های من همیشگی هستن

                        اون یه شهاب بود که داشت می افتاد !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 20:44  توسط نرجس | 

                                          

 

تا حالا با خدا چت کردی ؟کاری نداره ! یه کارت  از شبکه ی ایمان بگیر و شروع کن!

 

User Name: vozoo

Password: niyyat             

 

Bande(2006 /6/18 )  :سلام

Khoda (2006 /6/18 )  : سلام

Bande (2006 /6/18 )  :از کِی اینجایی؟

Khoda (2006 /6/18 )  :من همش اینجام

Bande (2006 /6/18 )  :یه سوال؟

Khoda (2006 /6/18 )  :بگو!

Bande (2006 /6/18 )  :من یادم نیست کِی تو رو اد کردم تو یادته؟

Khoda (2006 /6/18 )  :از همون اول که اومدی توی این کار، خود به خود توی لیستم اد شدی

Bande (2006 /6/18 )  :توی چه کاری؟

Khoda (2006 /6/18 )  :بر قراریه ارتباط دیگه!

Bande (2006 /6/18 )  :آهان

Bande (2006 /6/18 )  :با کیا بیشتر می چتی؟

Khoda (2006 /6/18 )  :  با اونایی که   آن  می شن   

Khoda (2006 /6/18 )  :تو چرا می چتی؟

Bande (2006 /6/18 )  :خواستم با یکی حرف بزنم !

Khoda (2006 /6/18 )  :بگو من گوش می کنم

Bande (2006 /6/18 )  :می خوام بیشتر با هم آشنا شیم

Khoda (2006 /6/18 )  :قبوله

Bande (2006 /6/18 )  :عکستو واسم می فرستی؟

Khoda (2006 /6/18 )  :خیلی وقته که فرستادم

Bande (2006 /6/18 )  :پس کوش؟

Khoda (2006 /6/18 )  :کافیه به اطرافت با دقت نگاه کنی منو همه جا می بینی

Khoda  (2006 /6/18 )  :شماره بدم زنگ میزنی؟

Bande (2006 /6/18 )  :آره می زنم!

Khoda (2006 /6/18 )  :۲۴۴۳۴

Bande (2006 /6/18 )  :کجا هست حالا ؟ کد نداره؟

Khoda (2006 /6/18 )  :نه نداره

Bande (2006 /6/18 )  :چه وقتایی هستی بگو همون موقع زنگ بزنم!

Khoda (2006 /6/18 )  : من همش هستم صبح- ظهر- عصر- مغرب – عشا-  نیمه های شب

Khoda (2006 /6/18 )  :اگه می خوای خیلی خوشحالم کنی هر روز 5 بار به من زنگ بزن

Bande (2006 /6/18 )  :ممنون که شماره دادی! 5 بار ؟ بهتر از این نمیشه!

Khoda (2006 /6/18 )  :در ضمن آخر تماسهات درخواست یادت نره خیلی دوست دارم آرزوهاتو برآورده کنم

Bande (2006 /6/18 )  :باشه حتماً  خیلی دوستت دارم خدا جون

Khoda (2006 /6/18 )  :منتظر تماست هستم

Bande (2006 /6/18 )  : چشم یادم می مونه

 

 

    •  
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 8:54  توسط نرجس | 

?What does love mean

عشق چیه؟            

 

"When someone loves you, the way they say

your name is different

وقتی کسی عاشق شماست ، طور دیگه ای صداتون می زنه.

  

 

Love is what makes you smile when you're tired

عشق یعنی اینکه شما لبخند میزنید وقتی که خسته هستید.

 

Love is when you kiss all the time. Then when

 you get tired of kissing, you still want to be 

 together and you talk more

عشق یعنی شما در هر حالتی می بوسید .بنابراین وقتی شما خسته  هم هستید می بوسید ، به معنی اینه که میخواید باز هم باهم باشید و بیشتر صحبت کنید.

 

If you want to learn to love better, you

 should start with a friend who you hate

اگه شما می خواید که دوست داشتن رو بهتر یاد بگیرید، باید با دوستی که ازش متنفر هستید شروع کنید.

  

There are two kinds of love: Our love and

 God's love. But God makes both kinds of

 them

 

دو نوع عشق وجود داره :عشق به انسانها و عشق به خدا.اما هر دو تای اونا رو خدا ایجاد میکنه.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 21:50  توسط نرجس | 

 

تمنّا                                    قسمت اول

 

 

دوازدهم تیرماه بود .چند روز بود که از خونه بیرون نرفته بودم.خیلی کلافه بودم.بلند شدم رفتم جلوی آینه

لباسمو تنم کردم. خودمو مرتب کردم.کفشامو پام کردم. از مادرم خداحافظی کردمو از خونه خارج شدم.

چند قدمی دور نشده بودم که صدایی توجه من رو به خودش جلب کرد :

- می بخشید خانوم ... شرمنده...

برگشتم دیدم یه آقای مرتب و تر تمیز .تا اون موقع ندیده بودمش. با عصبانیت گفتم : مزاحم نشید لطفاً . 

به راهم ادامه دادم.دوباره گفت :خواهش می کنم خانم فقط یه لحظه، زیاد مزاحمتون نمی شم خواهش می کنم... 

با اعتراض گفتم زود باش من اینجا آبرو دارم .

گفت: باشه.

بعد از توی جیبش یه برگه تا شده در آوردوگفت همه چیز رو داخل این نامه نوشتم.گفتم : این چیه؟

گفت:این...

بهش اجازه ندادم که حرفش رو تموم کنه .اخم کردم ، برگشتم که برم ولی قدماشو تند کرد اومد جلوم ،گفت :شما

رو به خدا  ...

وقتی توی چشماش نگاه کردم دیدم که پر اشک ِ.  نمی دونم چرا دلم به حالش سوخت!

نامه رو ازش گرفتم  .گفت : من منتظر جواب شما هستم.  

جوابی ندادم . به راه افتادم. توی راه فقط به اون پسر فکر می کردم که یه دفعه از کجا پیداش شده بود!!! یعنی

توی نامش چی نوشته؟ مثلا اومده بودم بیرون که دلم واشه اما هیچی نفهمیدم.

 چند بار وسوسه شدم که توی راه بخونم ولی این کارو نکردم.

وقتی به خودم اومدم، دیدم که چقدر از خونه دور شدم  . به سرعت خودمو به خونه رسوندم .مادرم تو آشپزخونه بود  متوجه من نشد.رفتم توی اتاقم .نامه رو از توی کیفم در آوردم و شروع کردم به خوندن... 

 

                                                                      

                                                      ( ادامه دارد)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 13:56  توسط نرجس | 

نظر؟ 

مهتاب،دریا، شب

 

 چشم تو سیاه ِ، مثل شبای حسرت و آه

 

برق عشقِ توُ چِشِت ،درست مثلِ تیکه ماه

 

قلب تو صاف و صبورِ مثل دریا مثل نور

 

ماهی قرمز دلم ،هلاکش ِ از راه دور

 

یه روزی نیاد که دریا بشه مثل یه کویر

 

توُ چشم نگاه کنی بگی برو، گم شو ، بمیر!

 

کاش بدونی دل من ، به خاطر تو میزنه

 

تو نباشی... چی بگم؟ قلب منم نمی زنه

 

میدونی ، ثانیه هام پُر شده از نازِ نگات

 

اگه دنیا مال من بود پُست می کردمش برات

 

آتیش عشق تو افتاده به جونم مثل تَب

 

همش هم تقصیر مهتاب شُدش ودریا و شب!

                                                         شعر از : نازی 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 11:0  توسط نرجس | 

 

نظر یادت نره!

 

خدایا !

 

به من توفیق تلاش در شکست

   

صبردر ناامیدی

 

دین بی دنیا

 

عظمت بی نام

 

 عشق بی هوس عطا کن

 

            دکترعلی شریعتی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 10:49  توسط نرجس | 
I love you

سلام دوست عزیز!

به نظر شما قشنگترین جمله ای که می تونیم به عشقمون(اونیکه بیشتر از همه دوستش داریم) بگیم چیه؟نظرتون رو بنویسید تا ما توی این وبلاگ به اسم شما ثبت کنیم.

با تشکر از یاری شما

 

:n-r

migam ke hich vaght tanhat nemizaram

 

غریبه:

فراموشم نکن...

 

لیلا:

عاشقانه ترین ترانه ی هستی

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 22:35  توسط نرجس | 

 

« قطعۀ انتخابی از شعر بهترین بهترین من فریدون مشیری»

 

 

 

در تمام روز؛

 

در تمام شب؛

 

در تمام هفته ؛

 

در تمام ماه؛

 

در فضای خانه،کوچه،راه،

 

در هوا ،زمین،درخت، سبزه، آب،

 

در خطوط در هم کتاب،

 

در دیار نیلگون خواب!

 

ای جدایی توبهترین بهانۀ گریستن!

 

بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام.

 

ای نوازش تو بهترین امید زیستن

 

در کنار تو

 

من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام.

 

نازنین من !

 

نام تو مرا همیشه مست می کند.

 

بهتر از شراب

 

بهتر از تمام شعرهای ناب!

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 17:18  توسط نرجس | 

حال می خواهم زندگی را

با رنگ سیاه بنویسم

با خط دل بنگارم

و با کلام عشق آغاز کنم

که شاید این بار در این خانه تاریک سیاه

بتوانم تنها با نور عشق زندگی کنم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 19:16  توسط نرجس | 

بوی خوش همنفسی

 

اینارو از ته دل دارم میگم تا بدونی

توُ تموم لحظه هامی توُ روزای جوونی

 

دوست دارم ثانیه هام گریه باشه برای تو

دوست دارم توُ آغوش خاک بخوابم به یاد تو

کاش تو با جون و دلت به شعر من نگاه کنی

فقط وفقط با عشقت دردمو دوا کنی

 

اگه یک روز کلِّ هستی همگی یکجا بشه

تا بخواد مقابلم واسته و فریاد بکشه:

« تو رو با عشق عزیزت دیگه کاریت نباشه

عشق تو تا به ابد مثل چراغی خاموشه!»

 

اون موقست که قلبمو غُصه و ماتم میگیره

توی اون تنهایی و غم آروم آروم میمیره.

 

بذار من برای تو همیشه عاشق بمونم

قصه عشق و وفا رو با تو، تنها، بخونم

لذت داشتن اون دستا هنوز آرزومه

من به تو نشون میدم عشق و صداقت کدومه

 

نمی خوام یکی دیگه توُ گوش من نجوا کنه

نمی خوام کِسِ دیگه تو چشم من نگاه کنه

جُز تو هیچکی نمی تونه دردامو دوا کنه

این همه رنج و غمو از دل من جدا کنه

 

من همش منتظرم تا تو بیای از راه دور

خط پایون بکشی رو همه شبهای کور

دل من  فقط  برای داشتن تو جا داره

قول میده که تا ابد جاتو برات نگه داره

قلبمو خالی میذارم ، تا تو از راه برسی

دنیا هم حالیش بشه بوی خوش همنفسی !

 

                                                                 شعراز: نازی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 13:49  توسط نرجس | 

 

ای دل تنها چیه چشم انتظاری               وای یه لحظه یه دم آروم نداری

باز عشقت خیمه زد  رو  خو نم               باز یادت آتیشت زد به آشیونم

 

باز بی تو باید تنها بمونم

 

بیا سکوت لبهات هنوز حرمت خونست

پرنده دل من هنوز بی آشیونست

 

بیا پر از امیده هنوز این دل خسته

 

هنوز به پای چشمات پای عشقت نشسته

 

توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره

 

چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره

 

واسه من تنهایی درده

 

درده هیشکی رو نداشتن

 

هر گل پژمردهای رو تو کویر سینه کاشتن

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 19:52  توسط نرجس |